مسابقه طراحي  معماری مجموعه آييني فرهنگي- اجتماعي زرتشتیان

« انجمن زرتشتيان تهران در نظر دارد تهيه طرح معماري مركز فرهنگي اجتماعي خود را در زميني به مساحت حدود 15000 متر مربع و با سطح زير بنايي حدود ٣٠ هزار متر مربع در تهران به مسابقه بگذارد‌. معماران و علاقه مندان به شركت در اين مسابقه مي‌توانند به سايت انجمن زرتشتيان تهران به آدرس www.t-z-a.org مراجعه و اطلاعات لازم را كسب كنند.

براي ارايه اطلاعات و ثبت نام هيچگونه وجهي دريافت نمي‌شود.

 جوايز مسابقه

نفر اول لوح تقدير ويكصدوبيست ميليون ريال جايزه نقدي و بيست قطعه سكه بهار آزادي

نفر دوم لوح تقدير و هفتاد ميليون ريال جايزه نقدي

نفر سوم لوح تقدير و چهل ميليون جايزه نقدي

نفر چهارم و پنجم لوح تقدير و هر نفر ٢٠ ميليون ريال جايزه نقدي

 مدارك درخواستي

-كليه پلان ها – حداقل ٤ نما و ٤ برش به مقياس 200/1 با ذكر نام فضاها

- نقشه مجموعه همراه با دسترسي به معابر و خيابان هاي اطراف

- طرح هاي سه بعدي براي ارايه بهتر ايده طراحي از فضاها داخلي و خارجي

- ارايه ماكت اختياري است

- توضيحات ضروري فني به صورت خلاصه در حاشيه نقشه ها درج شود.

ابعاد نقشه ها 70×50 سانتي متر و بايد روي مقواي ماكت چسبانيده و حداكثر در ١٠ برگ ارايه شود.

هيات داوران توسط شوراي برگزاري مسابقه از بين خبرگان معماري و فارغ از گرايش مذهبي انتخاب خواهد شد . نتايج مسابقه در پايان فروردين ١٣٨٧ در رسانه هاي زرتشتي و سايت انجمن زرتشتيان تهران اعلام مي‌شود و همزمان تاريخ اهداي جوايز نيز به اطلاع خواهد رسيد.

علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانند با تلفن انجمن زرتشتيان تهران شماره هاي 66704369 و 66707740 تماس حاصل كنند.
 

همایش زنان معمار ایرانی23 تا 25 آبان برگزار می شود

همایش زنان معمار ایرانی در روزهای بیست و سوم تا بیست و پنجم آبان ماه امسال با هدف فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای تبادل نظر میان معماران زن و ارائه دیدگاههای مختلف و تحلیل و بررسی مشکلاتی که در رسیدن به جایگاه و شان واقعی زنان معمار وجود دارد برگزار می شود.

به گزارش ایونا ، در این همایش در پنج محور عمده چیستی معماری، مشارکت زنان و جهانی شدن معماری و شهرسازی، قضا و جنسیت در معماری و شهر سازی معاصر ایران، آموزش و پژوهش معماری و شهر سازی و حرفه معماری وشهرسازی مقالاتی ارائه خواهد شد و شرکت کنندگان به بازدید از مسجد جامع قزوین عمارت چهل ستون، گنبد سلطانیه و مسجد جامع سجاس می پردازند.

آخرین مهلت ارسال مقالات نیز پنجم مهرماه در نظر گرفته شده و علاقمندان می توانند برای اطلاع از فراخوان همایش به دانشکده های معماری و سازمانهای نظام مهندسی سراسر کشور و یا سایت اینترنتی : www.iwac.ir مراجعه کنند و یا با شماره تلفن 66431384 دبیر خانه همایش تماس بگیرند

معماری مدرن در آخرین اجلاس جھانی ایکوموس

آیا دست آوردھای معماری و مھندسی مدرن می توا ند موضوع کار حفاظت میراث فرھنگی قرار بگیرد؟ بیش از ھشتاد نفر از

در روز ھای پایانی ماه ژوئن در شھر شیکاگو (ICOMOS) متخصصان حفاظتِ میراث فرھنگی در آخرین اجلاس جھانی ایکوموس

ایالات متحده آمریکا، دشوار یھای حفاظت از ارز شھای معماری مدرن را مورد بررسی قرار دادند.

ایکوموس یا شورای بین المللی بناھا و محوط ه ھا، شورایی است جھانی، غیردولتی و مرکب از متخصصان و علاقه مندان به

مطالعه، حفاظت و معرفی بناھا و محوطه ھای فرھنگی و تاریخی . در آخرین نشست این شورا در شیکاگو، معماران، مھندسان و

محققانی از حدود بیست وپنج کشور جھان ھمچون قبرس، ترکیه، ایتالیا، فرانسه، کانادا، استرالیا، پرتغال، اسپانیا، ایران،

انگلستان، مکزیک، آرژانتین، روسیه،آلمان و آمریکا حضور داشتند.

مدرن یا تاریخی؟

معماری مدرن و به خصوص دست آوردھای خلاقه و تکنیکی آن پس از جنگ جھانی دوم، بخش قابل ملاحظه ای از محیط زندگی ما

را شکل داده است . با آن که معماری معاصر قدمت چندانی ندارد و به نظر می رسد در شرایط به نسبت مطلوبی قرار داشته باشد

اما پیچیدگیھای حفاظت از این آثار کمتر از دشوار یھای مراقبت از آثار تاریخی نیست.

مشکل نخست بر سر راه حفاظت از این گونه آثار، معرفی ارز ش ھای آن به جامعه و توقع ا حترام گذا شتن به دست آوردھای این

معماری است. عامل زمان، عاملی است که به صورت ناخودآگاه در ذھن انسان با ارز ش ھای فرھنگی گره خورده است و گویی تا

قابل حفاظت برای جامعه « موضوع » مدت زمانی طولانی از خلق یک اثر نگذشته باشد، در نظر گرفتن آن به عنوان یک

دشواری ھایی به ھمراه دارد . اما در این زمینه دو بحث اصلی وجود دارد : یکی آ ن که چگونه می توان ارز ش ھای معماری و فرھنگی

قابل حفاظت را از زمان جدا کرد و دوم آ ن که چگونه میتوان این امر را توضیح داد که زمان به ھر حال در گذر است، و ا ثر امروزی یا

بار ارزشی به خود « ز مان » معاصر به زودی وارد محدوده آثاری خواھد شد که بنابر درک و برداشت عمومی جامعه، با گذشت

خواھد گرفت. پس اگر چنین است باید از ھم اکنون حفاظت این بخش از آثار را جدی گرفت.

قوانین ناکارآمد

در بسیاری از کشورھا از جمله آمریکا ھنوز قوانین حفاظت از آثار فرھنگی شامل بازه زمانی است . یعنی به عنوان مثال فقط آ ثاری

در ذیل عنوان میراث فرھنگی دسته بندی م یشوند که حداقل پنجاه سال از به وجود آ مدن آنھا گذشته با شد . ا ین قید ز مان،

محدودی تھای فراوانی را برای حفاظت گران آثار به و جود می آورد. در ا یران، بنابر آخرین تغییرات در اساسنامه سازمان میراث

فرھنگی کشور مصوب سال ١٣۶٧ ، قید زمان از تعریف میراث فرھنگی حذف شده است.

دشواری حفاظت از ساختار و مصالح

معماری مدرن در بسیاری از جنبه ھای خود، نشان دھنده و معرفی کننده نحوه نگرش انسان معاصر به جھان اطراف خود است و با

معماری پیش از خود تفاو ت ھای بنیادین و ریشه ای بسیاری دارد . تفاو تھایی که خود را در شکل و ساختار نشان می دھد. بنابراین

حفاظت از ساختار و حتی مصالح بخشی از مقوله حفاظت آثار شاخص معماری مدرن را تشکیل میدھد.

این قضیه زمانی اھمیت چندانی پیدا می کند که بدانیم در دوره مدرن، بخش مھمی از دست آورد ھای مھندسی و فنی، تحولات

اساسی در معماری را به وجود آوردند . پس حفاظت از این تکنیک ھا به نوعی حفاظت از تاریخ مھندسی و تاریخ تحولات تکنیکی نیز

ھست.

اما پیچیدگی قضیه آنجاست که معماری معاصر از آن جا که ھنوز در جر یان ا ستفاده روزمره و روزانه ا ست و ھنوز مانند بخش

عمد های از آثار تاریخی، صرفا با دید حفاظت به آن نگاه نمی شود، بنابراین با تناقض ھای جدی و مھمی در این راه رو به روست .

چگونه می توان از مصالح اصلی و اوریژنال، و از تکنیک به کارگیری آنھا در ساختمان مدرنی مثل اپرای سیدنی یا آسما ن خرا شھای

شیکاگو حفاظت کرد در حالی که ممکن است آنھا نیاز به تعمیر یا حتی تعویض داشته باشند؟ آیا تعویض و جایگزینی مصالح و عناصر

که در مورد ساختما ن ھای تاریخی فقط پس از در نظر گرفتن بسیاری از ضوابط مجاز است، می تواند در مورد آثار مدرن به راحتی به

کار رود؟ در این مورد چون معماری معاصر ھمچنان مورد استفاده قرار دارد، قبولاندن اصول حفاظتی به مال کان خصوصی و دولتی

کار چندان آسانی نیست.

به عنوان مثال در یک مجتمع مسکونی بزرگ در برلین، اثر لوکوربوزیه، معمار مشھور قرن بیستم، جایی که بیش از دویست واحد

مسکونی قرار دارد، چگونه می شود در طول زمان، ھم ساختمان مورد استفاده ساکنان آن قرار بگیرد و ھم حفاظت و مرمت آن به

گونه ای نباشد که در طرح ابتدایی آن تغییری ایجاد کند؟ و از آن مھمتر اگر طرح ابتدایی دارای ایراداتی فنی باشد، مانند ھمین

مورد مجتمع مسکونی برلین، معماران و حفاظت گران امروزی تا چه حد مجاز به برطرف کردن آن ایرادات و تغییر دادن در طرح اصلی

لوکوربوزیه ھستند؟

پاسخ به این سئوالات فقط در محدوده مسائل فنی جای ندارد بلکه نحوه نگرش و انتظارات ھر یک از ما را نسبت به معماری و

حفاظت از آن توضیح می دھد. بح ثھایی که بدون دا شتن دیدگاھی نظری و فلسفی نسبت به ماھیت "ا ثر " فرھنگی پیش

نمیرود.

اجلاس ایکوموس در شیکاگو، به محل تبادل نظرھای داغ و بحث انگیزی در مورد چراھا و چگونگی ھای حفا ظت از میراث معماری

مدرن تبدیل شد.

منبع سایت آفتاب- رادیو زمانه

به یاد استاد فقید دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی

یاد استاد ...                                                                                               

جامعه معماری کشور بار دیگر جامه سیاه عزا به تن کرد و این بار غم از دست دادن استادی فرزانه و فرهیخته را در دفتر خاطراتش ثبت کرد. باز هم زمانه گلی از بوستان فرهیختگان این مرز و بوم برچید تا پایه های       مرمت معماری ایران زمین بر خود بلرزد و همچون دیواره های ترک خورده  ترس هولناک فرو ریختن را بر خود ببیند.                                                                                                                              

استاد فقیدم ، راهنمای درس معماری ام ، یگانه الگویم در معماری و یکتا استاد محبوبم ، دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی  یکشنبه28 مرداد ماه یکهزارو سیصدو هشتادو شش هجری شمسی به دیدار یگانه معمار هستی      شتافت .                                                                                                                                 

عروج روحانی استاد فقیدم را به جامعه معماری کشور و خانواده بزرگوار ایشان تسلیت گفته و علو درجات و  رحمت و غفران الهی را برای آن مرحوم از خداوند یکتا خواهانم . عمارت مسعودیه سه شنبه 30 مردادماه 86  شاهد وداع پیکر بی جان استادم با تمام عاشقانش خواهد بود .                                                              

عکسهای زیر از آخرین جلسه کرکسیون با آن مرحوم تهیه شده است.                                                     

 

 

 

 

 

 

روحش شاد و یادش گرامی  ...

معرفی معماران برجسته - 2

فرانک گری

فرانک گری معمار مشهور کانادایی/آمریکایی معاصر است.

او در سال ۱۹۲۹ م در خانواده‌ای یهودی در شهر تورنتوی کانادا (با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ) دیده به جهان گشود.

او در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کردودر دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به تحصیل در رشته معماری پرداخت.

در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته برنامه‌ریزی شهری پرداخت و هم‌زمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد.

او اکنون شهروند ایالات متحده و ساکن لس آنجلس است.

در کارهای اولیه گری می‌توان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص لوکوربوزیه مشاهده کرد این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ می‌توان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد. به طور کلی در کارهای گری نوعی تندیس گرائی را می‌توان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفق‌ترین کارش در سبک فولدینگ که موزه هنرهای معاصر بیلبائو است.

او معتقد است:

من آثار هنرمندان را نگاه میکنم و هنر را به مثابه وسیله‌ای برای الهام خودم میپندارم و سعی میکنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشد در هر کارم روشهای جدید را جستجو میکنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم.

گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ می‌باشد .ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی می‌کند. بحران یا به دو پاره شدن می‌‌انجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است.

در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها میآفرینند.

این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعبهای در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیده‌اند. در کل می‌توان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژه‌های گری دیده می‌شود.

کارهای گری به ترتیب زمانی:

·                     Merriweather Post Pavilion, and Rouse Company Headquarters, Columbia, Maryland, USA (1974)

·                     Loyola Law School, Los Angeles, California, USA (various buildings, 1978*2002)

·                     Santa Monica Place, Santa Monica, California, USA (1980)

·                     Edgemar Retail Complex, Santa Monica, California, USA (1984)

·                     Chiat/Day Building, Venice, California, USA (1985*1991)

·                     Vitra Design Museum. Weil am Rhein, Germany (1989)

·                     Frederick Weisman Museum of Art, University of Minnesota, Minneapolis, Minnesota, USA (1990)

·                     Iowa Advanced Technology Laboratories, University of Iowa, Iowa City, Iowa, USA (1987*1992)

·                     Center for the Visual Arts, University of Toledo, Toledo, Ohio, USA (1993)

·                     American Center, Paris, France (1994)

·                     The Dancing House ("Fred and Ginger"), Prague, Czech Republic (1995)

·                     Guggenheim Museum Bilbao, Bilbao, Spain (1997)

·                     Der Neue Zollhof, Düsseldorf, Germany (1999)

·                     Vontz Center for Molecular Studies, University of Cincinnati, Cincinnati, Ohio, USA (1999)

·                     DG Bank building, Pariser Platz 3, Berlin, Germany (2000)

·                     Experience Music Project, Seattle, Washington, USA (2000)

·                     Gehry Tower, Hanover, Germany (2001)

·                     Issey Miyake, Flagship Store, New York, New York, USA (2001)

·                     Peter B. Lewis Building, Weatherhead School of Management, Case Western Reserve University, Cleveland, Ohio, USA (2002)

·                     Richard B. Fisher Center for the Performing Arts, Bard College, Annandale*on*Hudson, New York, USA (2003)

·                     Maggie's centre, Dundee, Scotland (2003)

·                     Walt Disney Concert Hall, Los Angeles, California, USA (2003)

·                     Ray and Maria Stata Center, Massachusetts Institute of Technology, Cambridge, Massachusetts, USA (2004)

·                     Pritzker Pavilion, Millennium Park, Chicago, Illinois, USA (2004)

·                     MARTa, Herford, Germany (2005)

·                     IAC/InterActiveCorp West Coast Headquarters, Sunset Strip, West Hollywood, California, USA (2005)

جوایزی که او تا کنون دریافت کرده است از این قرارند:

·                     Arnold W. Brunner Memorial Prize in Architecture, American Academy of Arts and Letters (1977)

·                     Pritzker Architecture Prize (1989)

·                     Wolf Prize in Art (Architecture), Wolf Foundation (1992)

·                     Praemium Imperiale Award for Architecture, Japan Art Association (1992)

·                     Dorothy and Lillian Gish Award (1994)

·                     National Medal of Arts (1998)

·                     Friedrich Kiesler Prize (1998)

·                     Gold Medal, American Institute of Architects (AIA) (1999)

·                     Gold Medal, Royal Institute of British Architects (RIBA) (2000)

·                     Gold Medal for Architecture, American Academy of Arts and Letters (2002)

·                     Companion of the Order of Canada (2002)

همچنین او دارای ۱۲ دکترای افتخاری از دانشگاههای مختلف می‌باشد که بدین شرحند:

·                     Of Visual Arts; California Institute of the Arts (1987)

·                     Of Fine Arts; Rhode Island School of Design (1987)

·                     Of Engineering; Technical University of Nova Scotia (1989)

·                     Of Fine Arts; Otis Arts Institute (1989)

·                     Of Humanities; Occidental College (1993)

·                     Whittier College (1995)

·                     Of Architecture; Southern California Insitute of Architecture (1997)

·                     Of Laws; University of Toronto (1998)

·                     University of Edinburgh (2000)

·                     University of Southern California (2000)

·                     Yale University (2000)

·                     Harvard University (2000)

گری در کنار کار حرفه‌ای تا سال ۱۹۹۸ در دانشگاه نیز تدریس می‌کرد:

·                     1979- The William Bishop Chair, Yale University

·                     1982- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

·                     1984- Eliot Noyes Chair, Harvard University

·                     1985- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

·                     1987- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

·                     1988- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

·                     1989- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

·                     1996- Visiting Scholar, Federal Institute of Technology; Zurich, Switzerland

·                     1998- Visiting Professor, University of California at Los Angeles

پس از اینکه جایزه پریتزکر به فرانک گری تعلق گرفت، آدا لوئیز در باره اش نوشت:

ریسک می‌‌کند، روی بند راه می‌‌رود و مرز محدودیت هارا می‌‌شکند. بناهای او روشنائی اند و طرح های زنده نشانگر این مهم که چگونه چیزی که ظاهراً کم اهمیت است می‌‌تواند با بکارگیری خلاقیت شکلی نو و بی نظیر بیابد. او هنر معماری را به صورتی به کار می‌‌برد که در عین زیبایی قابلیت استفاده داشته باشد. او معماری را در بی زمان‌ترین معنایش و با شیوهٔ مخصوص به خود به کار می‌‌گیرد. او می‌‌رود به قلب هنر زمان با برداشت ها و فناوری عصر حاضر و بینشهایی که عمیقا بیانگر عصر حاضر است.

روند طراحی و اجرا

آثار گری به طور کلی نتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد، مدلهای کامپیوتری و ماکتهای بزرگ حاصل شده است. اسکیسها و نمودارهای اولیه به مدلهای فیزیکی با مقیاسهای مختلف تبدیل و این مدلها در نهایت به ساخت ماکتهای کامل میانجامد.

نکته بسیار جالب در روند طراحی گری در استفاده از رایانه در این روند است. بر خلاف سایر معماران که از نرم افزارهای معمول دوبعدی و سه بعدی مانند CAD و 3DsMAX برای کارهای خود استفاده می‌کنند گری از نرم‌افزار کاتیا که یک نرم‌افزار مربوط به طراحی جامدات است استفاده کرد. این نرم افزار بیشتر برای طراحی خودرو و هواپیما و محاسبات پیچیده بدنه‌های مختلف کاربرد دارد و هماهنگی بسیار عالی با سایر نرم افزارها دارد. کاتیا سطوح را تحلیل و بر اساس محدودیت سازه‌ای، کارکردی و اقتصادی پروژه آن را تصحیح می‌کرد. داده‌های عددی که به این ترتیب بدست میآمدند بار دیگر بر روی یک مدل پیاده می‌شدند تا حجمها کنترل شوند و در صورت لزوم تغییر کنند. این رفت وبرگشت بین مدلهای مطالعاتی و داده‌های دیجیتال بنیاد شکلی پروژه را به وجود میآورند. سپس از داده‌های کامپیوتر برای تهیه پلانهای ساخت موزه استفاده شد. بنا به گفته یکی از دست اندرکاران اجرای پروژه همه چیز توسط کاتیا کنترل و هدایت می‌شود. کاتیا به ما اجازه خلاقیت می‌دهد.

میتوان گفت از دلایل استفاده از کاتیا دقت فوق العاده آن و سازگاری آن با دیگر نرم‌افزارها می‌باشد. به عنوان مثال در پروژه تالار موسیقی والت‌دیسنی، برای طراحی سازه اجرایی مشکلات فراوانی وجود داشت. با توجه به پیچیدگی اتصالات سازه‌ای و عدم وجود زوایای قائمه در آن، کارتهیه نقشه‌های اجرایی و جزییات اتصالات یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت‌های پروژه بود.

برای تهیه جزئیات اجرایی دقیق از نرم افزار سه بعدی XSTEEL که قابلیت تهیه انواع جزییات فولادی را داراست استفاده شد و در حدود ۸۰ درصد از کار تهیه جزییات اتصالات سازه‌ای پروژه با آن انجام گرفت. این نرم افزار قابلیت ارتباط متقابل با کاتیا را داراست که گری از آن برای طراحی استفاده کرده بود. برای مثال ابتدا طرح در کاتیا تهیه می‌شد سپس XSTEEL با استفاده از آن مقاطع و اندازه‌ها را مشخص می‌کرد سپس اطلاعات داده شده دوباره به کاتیا منتقل می‌شد.

در اجرا نیز کاتیا راهگشای بسیاری از مشکلات بود. دوربینهای Total station با استفاده از اطلاعاتی که از این نرم‌افزار می‌گرفتند خطوط اجرایی را مشخص می‌کردند.

سازه فلزی این ساختمان برای تولید در کارخانه توسط کاتیا برنامه ریزی شد و پانلهای نما نیز توسط دستگاه CNC که مستقیما با رایانه و CATIA کنترل می‌شدند تهیه شد.

بنا به گفته گری «کاملترین» استفاده از کاتیا را در طراحی و ساخت پانل‌های نما کردند که باعث صرفه جویی زیادی در زمان پروژه شد.

در نهایت می‌توان گفت گری با استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای موجود ثابت کرد «غیرممکنها متعلق به گذشته هستند».

موزه Experience Music Project با 21000 ی فولادی و آلومینیومی به اشکال هندسی نامنظم ساخته شده است. و طراحی و ساختمان آن توسط برنامه‌های رایانه‌ای ۲D و ۳D انجام گرفته است.

Doug Winn مدیر پروژه می‌‌گوید: در چنین کار عظیمی که شباهت به هیچ بنایی ندارد، طراحی یک چیز است و ساخت چیز دیگر. بنا وقتی شروع به کارکرد نمی‌دانست در نهایت چه به دست خواهد آمد. مجبور بودیم در عمل تغییرات زیادی به آن بدهیم و همهٔ دست اندر کاران – طراحان مهندسین تولیدکنندگان مواد و لوازم و غیره- در پروسهٔ کار تغییر را به عنوان یک نورم پذیرفتند و سازه بنای تالار موسیقی والت دیسنی به عنوان پیچیده‌ترین سازه دنیا شناخته شد و این خود موید کار مشکل و فرایند پیچیده ساخت و طراحی ان است.

شکل‌ها و مصالح

مصالحی که غالبا در کارهای او مشاهده می‌شود صفحات فلزی به خصوص تیتانیم، پلاستیکهای رنگ شده، زنجیرها و کابل‌ها و فولاد و به کارگیری پانلهای مشبک است. فرمهای تیز گوشه دار ،صفحات متداخل، سطوح مواج و منحنی را می‌توان از عناصر ثابت کار گری دانست بناهای تندیس وار، فرمهای منحنی، پلکانهای خارجی، مصالح نمای فلزی استفاده فراوان از مواد گوناگون، پنجره‌های بی قاعده و مرکزگریز از نشانه‌های کارهای او می‌توان بر شمرد.

نظرات دیگران درباره او

مارتین پاولی در کتاب تئوری و طراحی در دومین عصر ماشین، در انتقاد از کارهای گری ساختمان اداری ویترای را چنین توصیف می‌کند: «دیوانگی معمارانه، ناقص الخلقه، لاک پشت فلزی، بسیار مبتذل با مصالح ارزان‌قیمت، ساختمان حقیر و بی بهایی که بسیار گران تمام شده است. همچنین اشکال موجدار و منحنی که در شکل بیرونی تالار کنسرت لوس آنجلس گری منعکس شده، موجب شده منتقدان آن را « ساختارشکنی آشغال» یا «معماری زمین‌لرزه‌ای» و «معماری شکسته پکسته» لقب دهند.

منتقدان قایل به سرهم بندی و کلاژ در کارهای گری هستند. به نظر گری اشیا به ظاهر بی ارزش در کنار همجواری با یکدیگر ارزش پیدا می‌کنند و همین معرف زیباشناسی مدرن است. به طور کلی آثار گری نظرات مخالف و موافق بسیاری را برانگیخته ولی در نگاهی کلی می‌توان او را در انجام اهداف زیباشناسانه مدرن خود و همچنین ساخت ساختمانهای تندیس‌وار مدرن بسیار موفق دانست به طوری که مشاهده می‌شود شهر کوچک بیلبائو با اجرای موزه خود اکنون به شهری معروف و گردشگری بدل گشته است.

 

یکی از پروژه های بزرگ او

Inauguration
Frank O. Gehry & Partners
Walt Disney Concert Hall
Los Angeles, California

کنسرت هال بزرگ والت دیسنی

 

 

خانه بروجردی در كاشان - از سایت آفتاب

خانه بروجردی در كاشان

خانه بروجردی كاشان در محله قدیمی سلطان امیراحمد قرار دارد و حدود سال ۱۲۷۵ هجری قمری در دوره قاجار توسط استاد علی مریم ـ یكی از معمارهای معروف كاشان ـ ساخته شده است. به گزارش ایسنا،این خانه با هزینه سیدحسن نطنزی یكی از بازرگانان معروف كاشان بنا شده و به دلیل مراوده تجاری این شخص با بروجرد به خانه بروجردی معروف شده است. مساحت این بنا حدود سه هزار متر مربع و شامل دو حیاط اندرونی و بیرونی است. نقاشی های خانه بروجردی در شیوه های متنوع و با رنگ روغن و آبرنگ زیر نظر هنرمند نامدار نقاشی ایران، میرزا محمدخان غفاری ملقب به كمال الملك طراحی و اجرا شده اند. در بام تالار این بنا، نورگیرها و بادگیرهای بسیار جالبی خودنمایی می كنند كه از نظر طرح و اجرا جزو آثار بدیع معماری سنتی ایران محسوب می شوند. این خانه در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ثبت شده است

 جایزه پرایتزیکر در سال 2007 

 

29 مارچ 2007 معلوم شده که برنده امسال  جایزه نوبل  دنیای معماری متعلق به آقای ریچارد راجرز  فلورانسی است آقای راجرز علاوه بر به گردن آویختن این مدالها جایزه 100 هزار دلاری این مسابقه رو هم خواهند داشت. 

  معماری راجرز بدور از هیاهوهای رسانه ای و تبلیغاتی غربی است این نشون میده مسئله اکولوزی و بوم همچنان جز مسائل مهم و با ارزش در معماری معاصر غرب هستند اینکه ساختمان انتزاعی نباشه و در پی خودنمایی و  جنبه های اغراق  آمیز گام برنداره همچنان در حال تحسین شدن هست . 

 و البته که کارهای راجرز و دوست هم دانشکده  قدیمی اش سر نورمن فاستر کارهای با ریشه ای هستند . البته نقش سیاست و نفوذ این دو دوست واقعا غیر قابل انکار هست .

یکی از بزرگترین سازه های گنبدی کره زمین

یکی از بزرگترین سازه های گنبدی کره زمین

معبد پانتئون رم به عنوان یکی از بزرگترین گنبد های جهان جزو شگفتی های دنیای معماری  است .

 

 يکي از پرآوزه تري و پر نفوذترين بناها در تاريخ معماري، معبد پانتئون است .اين معبد در حدود 125 ميلادي ساخته شد. پانتئون معبدي گرد و گنبد دار است، در جلويش رواقي مستطيلي دارد که به نظر مي رسد آنچنان که بايد و شايد با ساخت گردوار اوليه آن تناسبي ندارد و احتمالاً بعدها برآن افزوده شده است. تأثير اوليه حاصل از مشاهده اين بنا احتمالاً با تأثير امروزيش متفاوت بوده است، زيرا پانتئون در آغاز يک بناي مستقل نبود بلکه به يک باسيليکاي قديمي تر متصل بود و امتداد آن يالهاي جانبي پانتئون را مي پوشانده است. گذشته از اين، در جلوي رواق معبد يک حياط ستون بندي شده قرار داشت که بخشي از رواق نيز جزو آن بود و در آغاز تنها بخش قابل رؤيت ساختمان از روبرو بود. اين حياط که در دوره هادريانوس ساخته شد، احتمالاً از طرحهاي همين امپراتور تنوع طلب بوده است. بناي پانتئون از گونه اي سادگي پرهيبت در مقياس بزرگ برخوردار است. برفراز اندرون مدورش گنبدي نيمکره وار به قطر 43 متر زده اند که فاصله نوک گنبد از کف پانتئون نيز 43 متر است.  

بدين ترتيب، طرح پانتئون بر تقاطع دو دايره – يکي عمودي، ديگري افقي – قابل تصور به صورت مقاطعي از يک کره «فضا» که در درون بنا محاط شده اند استوار گشته است. گنبد پانتئون، پوسته اي بتوني دارد که تدريجاً در سمت قاعده بر ضخامتش افزوده مي شود تا در جاي لازم بر قدرت آن بيفزايد. در مرکز گنبد، سوراخي گرد (به نام «چشمه نور» يا «نورگير») به قطر 9 متر تعبيه شده که شيشه اي ندارد، رو به آسمان باز شده و تنها منبع نور براي تأمين روشنايي اندرون بنا است. ديوارهاي نگه دارنده گنبد بسيار ضخيمند و در سطحشان فرونشستگيهاي مستطيل و نيمدايره يک در ميان ايجاد شده است، که بر بالاي هر کدام طاقي هلالي زده شده تا فشار حاصل از گنبد را به جرزهاي عظيم سنگي منتقل کنند. گنبد پانتئون از درون قاب بندي شده تا آنکه هم جلوه هندسي زيبايي از مربعهاي کوچک در درون دايره اي عظيم را پيدا کند هم از فشار و سنگيني کل گنبد بکاهد بي آنکه صدمه اي به قدرتش زده باشد. کف پانتئون، مختصر تحدبي دارد و زهکشهايش به صورت خطوطي کم عمق در مرکز (مستقيماً در زير نورگير) ايجاد شده اند تا هر آبي را که از آن بالا مي ريزد به سوي خود سرازير گرداند.

ديوارها و احجام در معماري مصر و بين النهرين به قدري اهميت دارند که آنچه ديده مي شود همينها هستند، فضا فقط به شکل «منفي» وجود دارد يعني تصادفاً بين احجام ظاهر مي شود. اين گونه معماري را معماري احجام مي نامند. معماري يوناني نيز مخصوصاً به احجام، نسبتهاي ميان احجام و شکل دادن به عناصر حجمي توجه داشت، با صفت معماري استخوان بندي يا ساختاري متمايز شده است. نخستين بار روميان هستند که معماري را به شکل واحدهايي از فضا در تصور مي آورند که با استفاده از ديوار بستهايي قابل شکل دادن هستند. ادرون پانتئون، مطابق اين علاقه معماران رومي، يک کل واحد، همشکل و متکي به خود است که احجام يا ديوارهاي نگه دارنده هيچ گسستي در آن پديد نمي آورند، کلي است که بازديد کننده را در خود جا مي دهد بي آنکه او را محبوس کند، جهان کوچکي است که از طريق نورگيرش به سوي ابرهاي گريزپا، آسمان آبي، خورشيد، طبيعت کيهاني و خدايان راه مي يابد. گريختن از سر و صدا و گرماي سوزان يک روز تابستاني رم و پناه آوردن به محيط خنک و عظمت آرام پانتئون، تجربه اي است که تقريباً در وصف نمي گنجد و هر کسي بايد خود شخصاً آن را بيازمايد. از همه چيز که بگذريم، اين کار يک تجربه معماري نيز هست.

نبايد از ياد برد که نيروي ابتکار روميان در ساختن فضاهاي بزرگ دروني به شناخت و اطلاعات مهندسي ايشان از خواص احجام و ايستايي احجام خنثي بستگي داشت. قوس، طاق و گنبد، واحدهايي ساختماني بودند که روميان با مهارتي بي مانند در جهان باستان و کم نظير در جهان معاصر، ابداع و تکميل کردند. اساساً، مسأله به شکلي که روميان مي ديدند، چنين بود: چگونه بايد فضايي پهناور را محصور کرد و بر فرازش سقف زد و چگونه نور کافي به اين فضاي بزرگ رساند و در عين حال آن را باز و بدون تيرها يا ستونهاي نگه دارنده لازم براي يک سقف تخت نگه داشت.

بنای پانتئون در رم مورد مطالعاتی مناسبی برای درک فضا، سبک، کمپوزیسیون، نور، در بناهای کلاسیک می باشد. با وجود تعمیرات، بازسازی ها و الحاقاتی که در طول سالیان گذشته برروی این بنا شده است، گنبد موجود در پانتئون به عنوان یک از کاملترین و بهترین نمونه باقی مانده از گنبدهای موجود در دوران رومی است. هیچ مدل دیگری به خوبی این گنبد نمی‌تواند خصوصیات اصلی معماری داخلی کلاسیک را نشان دهد. قبل از ورود به پانتئون و قبل از آنکه توجه ما به دیوارهای نگه‌دارنده گنبد آن جلب شود، آن چه که ما را بسیار تحت تأثیر قرار می‌دهد، فضای این بنای کلاسیک است. واضح است که برای معماران رومی، فضای سه بعدی چیزی بیش از آنچه بین دو جسم است می‌باشد. آن‌ها فضا را به صورت مثبت درک می‌کنند همان طور که یک جسم صلب را درک می‌کنند. در ایده و تصور کلاسیک، فضا همیشه مانند یک حجم است، همانند احجام هندسی و استعاره های انسانی.

اصلی‌ترین واحد فضای معماری کلاسیک اتاق است، و ما باید به آن نه به عنوان یک فضای خالی و بی‌اثر بلکه به عنوان یک توده قابل توسعه و خیالی نگاه کنیم. یک اتاق به طور معمول با یک و یا تعداد بیشتری از اجسام هندسی که آن را احاطه کرده‌اند، یعنی دیوارها، سقف و کف تعریف می‌شوند.  پانتئون به صورت یک گوی و در یک دایره طراحی شده است.

فضای داخلی پانتئون ایده کلاسیک و درک کلاسیک فضا را به عنوان یک اتاق نشان می‌دهد. یک اتاق با دیوارهای منظم که از ایده انسانی سرچشمه می‌گیرد، محدود شده‌است. اتاق‌ها معمولاً در آکس ها و یا در خط مستقیم که به مرکز ختم می‌شوند شکل گرفته‌اند. سطوح در برگیرنده فضا، سطوحی اختیاری و نامعلوم نیستند بلکه بخش جدانشدنی از اتاق هستند که کالبد فضا را شکل می‌دهند.

در پانتئون با یک فضای وسیع و در حال توسعه و همزمان با آن مرز محدود کننده این فضا روبه‌رو هستیم. همان زمان که فضای خمیده و طاق پانتئون چشم ما را به بالا می‌برد، دیوارهای اطراف، ما را احاطه می‌کنند، و فضای دورتری را که در میان ستون‌ها موجود است، به ما نشان می‌دهند. بالای سر، پنجره ای که درست وسط سقف وجود دارد، آسمان را به داخل می‌آورد. داستان دیگر فضاهای بناهای کلاسیک نیز دیالوگ ساده ای بین محوطه محدود به دیوارها و فضای در حال انبساط آن است.

 

 سبک

 

هنگامی که یونانی ها از سرستون های کرنتین و یونیک استفاده می‌کردند، رومی ها قرنیس‌ها و کتیبه هایی را برای سبک کرنتین طراحی کردند، در طراحی پانتئون سبک کرنتین برجسته و بسیار واضح است. و در هیچ یک از معماری های دوران کلاسیک هیچ عنصر دیگری نتوانسته است این تعادل هندسی را به زیبایی برقرار کند. هر فضایی که کاملاً به سبک کرنتین ساخته شده است، به عنوان فضایی پراهمیت و بزرگ شناخته شده است.

 

 

  کمپوزیسیون

 

تمام لایه های ساختاری (structur)، سبک، و عناصر مختلف و منفردی که پانتئون را تشکیل می‌دهند به گونه ای مناسب و زیبا و راضی کننده با یکدیگر ترکیب شده‌اند. در پانتئون شاهد این مسئله هستیم که یک کمپورسیون کلاسیک به طور همزمان در سه بعد و در مقیاس های

متفاوت با یکدیگر، کار کرده و هماهنگی به وجود آورده است. به طور مثال دیوارها، که با چارچوب استادانه‌ای برپا شده‌اند، شامل ستون‌ها، نعل درگاهها، طاقچه‌ها، درب‌ها و سطح دیواری که بین این عناصر قرار گرفته، خودشان به انواع مختلفی تقسیم شده‌اند. فضای باز و فضای بسته بین این عناصر و رابطه بین آن‌ها به درستی طراحی شده است. این اتاق یک پازل سه بعدی است که قسمت های مختلف آن، رابطه پیچیده با یکدیگر دارند، و پاسخگوی نیازهای عملکردی، منطق ساختاری (ساختمانی) و زیبا شناسی می‌باشند. کمپوزیسیون این بنا، مرتبه ای، ظریف، زیبا است. روی هم رفته، آن چه باعث اثرگذاری این بنا می‌شود، هماهنگی بین عناصر است. عناصر تنها گردهم جمع آوری نشده‌اند بلکه به آن‌ها به عنوان اجزای سازنده یک بدن نگاه شده است تا اجزای سازنده یک ماشین.

کمپوزیسیون، جوهره اصلی طرح‌های کلاسیک است چرا که عوامل مختلف را به یکدیگر مربوط می‌کند فضا، سازه، سبک و عناصر مختلف ممکن است با یکدیگر هماهنگی لازم را نداشته باشند و با یک کمپوزیسیون مناسب می‌توان ارتباط بین آن ها را برقرار کرد.

کمپوزیسیون با مدیریت ( نظم) و مقیاس به این هدف خود دست پیدا می‌کند. مدیریت و نظم باعث می‌شود که هرجزء به صورت منفرد و در ارتباط با سایر اجزاء نقش خود را به درستی ایفا کند. مقیاس نیز، اندازه پرسپکتیو و اجزا را به صورت مجزا و در ارتباط با یکدیگر و در ارتباط با انسان، به صورت مناسبی کنترل می‌کند.

   

  نور و رنگ

 

پانتئون نمونه کاملی از استفاده استعاری و واقعی نور در کنار فرم ها است. نور خورشید از پنجره گرد به داخل می‌تابد و سطح روشنی را روی زمین و دیوار به وجود می‌آورد. نور این پنجره گرد و طاقچه های دیوارها، نقاشی و طرح زیبا و فریبنده‌ای را به وجود می‌آورد. در روزهای ابری نیز، نوری که از گنبد بالا به درون می‌تابد، زیبایی توصیف نشدنی را به وجود می‌آورد.

تأثیری که نور در این محیط دارد قابل توصیف نیست ولی ما را به این سمت هدایت می‌کند که تأثیر نور ( تأثیر مجازی آن) را در یک محیط درک کنیم. هنگامی که در فضای پانتئون قرار می‌گیرم به وضوح حقیقت، عقل و خرد و جاودانگی را درک می‌کنیم.

بازدید کنندگان از پانتئون زیبایی این بنای کلاسیک را به وضوح در احساس، نور، فرم ها و مصالح این بنا درک می‌کنند. پوشش داخلی این بنا با سنگ‌های مرمر رنگارنگ و براق و طرح های طلائی آن، شکوه و جلال دوره Roman را نشان می‌دهد.

 

 میراث پانتئون

 

با وجود اینکه در قرن 15 دوره Roman تمام شد اما این سبک در دوره بیزانتین ادامه داشت اما در دوره معماری اروپای غربی از بین رفت. در دوره رنسانس ایتالیا این سبک دوباره احیا شد و به کار گرفته شد. در دوره رنسانس سعی معماران این بود که از سبک‌های گذشته استفاده کرده با این تفاوت که نوآوری هایی را نیز با آن همراه کنند.

با توجه به بناهایی که در این دوره ساخته شد و با توجه به شرح و توضیحاتی که در مورد آن‌ها نوشته شد، احیای معماری کلاسیک به سرعت به فرانسه، انگلستان، سرتاسر اروپا و در نهایت به جهان جدید وارد شد. این سبک سنتی تا نیمه قرن 18 که ادامه داشت و خود را با فرهنگ ها، مصالح ، آب و هوا، نوع‌های متفاوت و ... هماهنگ کرده بود.

انسان، معماری، هنر- از سایت آفتاب

انسان، معماری، هنر

امروز خانه های ویلایی بزرگ و كهن جای خود را به الگو های كوچك، با متراژ كوچك آپارتمانی داده كه در دل برج ها و آسمانخراش های عظیم جای گرفته اند.

پس از سال ها زندگی پراكنده و بدوی نسل های بشری، رفته رفته نیاز و طبع اجتماعی انسان ها سبب شد هسته های مدنیت و كلنی های انسانی (human colonies) شكل بگیرند و پایه های تمدن كهن امروزی پایه ریزی شوند. مصر در كنار رود نیل سرزمین های آشور، كلده، بابل، بین النهرین و دشت و جلگه های وسیع سرزمین آریایی ایران (Persian) همه و همه نقطه هایی است كه روی نقشه های جغرافیایی اولیه ظاهر و رفته رفته پر رنگ شدند و هویت یافتند و با توسعه زندگی اجتماعی بشری و ساز و كارهای اقتصادی و بازرگانی و حوزه كاشت و برداشت، گسترش و تزاید آنها ادامه یافت.
این سیر تاریخی همچنان ادامه پیدا كرد تا امروز كه ما شاهد قاره های پنجگانه كره زمین با شهرها، شهرك ها و روستاهای و مهمتر از اینها،كلان شهرهای عظیم روی نقشه جهان هستیم.
در این قاره ها بافتهای متفاوتی شكل گرفته اند: از بیغوله و كپرها و حصیرنشین ها و سكونت های حاشیه ای و تحمیلی كه بگذریم، بافت های مسكونی، تجاری، اداری و بازرگانی را در جای جای جهان و با گونه گونی بسیار می بینیم.
امروز خانه های ویلایی بزرگ و كهن جای خود را به الگو های كوچك، با متراژ كوچك آپارتمانی داده كه در دل برج ها و آسمانخراش های عظیم جای گرفته اند. بازار های سنتی و سرپوشیده گلی قدیمی با سقف های گنبدی و زیبا جای خود را به پاساژها و مراكز خرید بسیار بزرگ و چند طبقه با آسانسورها و پله های برقی داده است.


فضاهای سبز وسیع خانه های قدیمی، محلات و خیابان ها، جمع و جور شده و در پارك ها و بوستان ها و حاشیه بعضی خیابان ها خلاصه شده است. راه ها و جاده های باطراوت و خلوت درشكه رو، سواره رو و پیاده رو تبدیل به خیابان های شلوغ و پرترافیك چند بانده و بلوار ها و بزرگراه های وسیع شده است. انسان امروز به جای پیاده روی در حاشیه باصفای خیابانها و گذر سواره از جاده های خلوت، درگیر ازدحام، انبوه خیابان ها و بعضا شلوغی اتوبوس های پر از جمعیت، بزرگراههای عظیم و شتاب مترو و ... است.
هوای پاك و آسمان آبی و فضای سرسبز، كم كم به هوای آلوده و آسمان تیره، شلوغ و آغشته به صداها، برق ها و آژیر خودرو ها بدل شده است. از زندگی با صفا، خوش و آسوده دیروز خبری نیست و انسان امروز درگیر زندگی های پرزرق و برق، اما پر درد سر و ناآرام و پر هیاهو با دل مشغولی های بسیار است.
البته درست كه سهمی از مشكلات به افزایش جمعیت و گسترش جوامع امروزی و به تبع آن مسائلی از قبیل تمركز كار، حرفه، صنایع، مراكز تجارت و بازرگانی و اقتصاد و... بر می گردد كه لامحاله بایستی صورت می گرفت، اما باید پذیرفت كه قسمت عمده ای از این زندگی را می توانستیم به شكل بهتری داشته باشیم.
مواردی چون قطبی شدن شهرها و مناطق مسكونی به شمال و جنوب، چهره كریه وناخوشایند ساختمان سازی و بلندمرتبه سازی بی رویه در سطح شهرها و مناطق، بهم ریختگی بافت های مسكونی، نابود سازی محیط زیست بشری و مهمتر غیراصولی بودن و مقاوم نبودن ساخت و سازها در قبال حوادث نامترقبه بخصوص زلزله، ساخت و سازهای تقلیدی، بدون الگوی صحیح و قابل قبول، خارج شدن ار اصول و ضوابط سنتی و نوین در كاربرد مصالح و استفاده صحیح از آن و عدم رعایت سبك سازی در ساخت و سازها و امثال آن موید سهل انگاری های ما در این باره است.
اما این همه حاصل سهل انگاری های نسل ما نیست. بلكه حاصلی است كه در طول قرون و اعصار فراهم آمده و در عصر حاضر عمده ی آن رخ نموده است.
برای مثال منزل(comfortable Home) كه محل نزول از مركب و آرامش یافتن و استراحت كردن و نزول یافتن در محل سكونت و خانه بوده است، كم كم به الگوی تحمیلی و اجباری تبدیل شده كه آشیانه یا جوابگاهی نا آرام و غیر متناسب با طبیعت و فطرت انسانی است و آسایش او، هویت و فرهنگ او را تحت الشعاع قرار داده. مرحوم دكتر كریم پیرنیا می گفت در قدیم خانه ها را آدم وار می ساختند، یعنی برای سكونت و راحتی انسان.
اما تغییرات و تحولات غیر اصولی در ساخت ساز و تاسیسات و كاربرد مصالح ساختمانی و طراحی، خانه ها را را تبدیل كرده به فضایی كه دیگر راحتی و آسایش و لطافت ندارد و تنها سرپناهی است كه به ناچار آن را می پذیریم و به آن پناه می بریم.
بنابراین طرح این نكته ضروریست كه همه آنچه مورد انتقاد است، خود را به ما تحمیل كرده و ما نیز اجازه داده ایم بدون هیچگونه بومی سازی و ایجاد صلاحیت و تناسب با زندگی انسان ایرانی وارد عرصه تعایش ما شود كه البته بقول پروفسور رفیع پور این ضایعات و خساراتی است كه انسان در اثر تحول و توسعه و در تضاد با راه و رسم صحیح زندگی انسانی می پردازد. و تنها راه چاره در این عرصه آن است كه این ضایعات را به حداقل كاهش دهیم و همین امر نیز تدابیر خاص خودش را می طلبد.
برای تدبیر در این باره ضروریست بدانیم كه همه آنچه را كه از آن سخن می گوییم ناهنجاری فضای زیست ما نیستند. بعضی ضرورت و اقتضاء توسعه و تحول بوده است و نیز ضروری است كه بدانیم هنوز چیزهای بسیار برای افتخار و بالیدن داریم. میراث كهن و یادگار تمدن كشورما در صورت تعمق، راهگشای بسیار خوبی خواهد بود.
و نیز باید به خاطر داشت به دلیل ویژگی های خاص هنر معماری، هر عملكردی در حوزه معماری و هنر، روش نوین در ساخت و سازها و طراحی ها، شهرسازی و شهرهای جدید و بافت هایی كه امروز ایجاد می شوند نیز برای آیندگان به جا خواهد ماند و آنها ما را قضاوت خواهند كرد!

 

عبدالحسین رجائی

آلبوم تصاویر معماری جهان 1

coliseum